لغت نامه دهخدا
کاسب کار. [ س ِ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه، کسی که ارتزاق از راه کسب میکند. کسی که کسب جزئی دارد. بازاری.
کاسب کار. [ س ِ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه، کسی که ارتزاق از راه کسب میکند. کسی که کسب جزئی دارد. بازاری.
( صفت ) آنکه از راه کسب امرار معاش کند کسی که کسبی جزئی دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشتن کسب و کار من است... و کاسبی روبراه است! (به انگلیسی: Killing Is My Business... and Business Is Good!) اولین آلبوم استودیویی گروه ترش متال مگادث است که در سال ۱۹۸۵ میلادی و با لیبل کامبت رکوردز منتشر شد.
💡 پس از جدا شدن دیو ماستین از متالیکا کشتن کسب و کار من است... و کاسبی روبراه است! اولین آلبومی بود که او بههمراه گروه خودش-مگادث- منتشر کرد. تأکید این آلبوم بر آشفتگی درونی ماستین، ریتمهای روان و سولوهای سریع و درخشان گیتار الکتریک است. آلبوم موفق شد از اغلب منتقدان موسیقی نقدهای مساعدی بگیرد.
💡 خصوصاً افزایش بهای عمومی هنر با مشتریهای کاسب کار و طبقه متوسط جامعه باعث شد که او نقاشی پرتره را همانند تصاویر اشیاء بی جان و نقاشی طبیعت پشتیبانی میکند؛ و وضاف بر آن او به عنوان نخستین دلال دادو ستد تابلوهای هنری در هلند در زمان خودش پیشرفت کرد.