لغت نامه دهخدا
کارش زار بودن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از دشوار و مشکل شدن کار بر کسی. پیچیده شدن کار.
کارش زار بودن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از دشوار و مشکل شدن کار بر کسی. پیچیده شدن کار.
کنایه از دشوار شدن کار بر کسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رودهای این سرزمین به خاطر مختصر آب شوری که دارد کال شور نامیده میشود و به زمینهای آن به سبب بیحاصلی و شوره زار بودن در اصطلاح محلی (دق) اطلاق میگردد و عمدهترین نعمتهای آن باد است.
💡 خسروا، گر در نمی گنجی به خلوتگاه دوست همنشین با عاشقان زار بودن هم خوش است