کار ازمود

لغت نامه دهخدا

( کارآزمود ) کارآزمود. [ زْ / زِ ] ( ن مف مرکب ) مخفف کارآزموده. تجربه دیده. از کار درآمده. مجرب. کارآزمای:
بجوئیم رخشت بیاریم زود
ایا پرهنرمرد کارآزمود.فردوسی.و رجوع به کارآزموده شود.

فرهنگ فارسی

( کار آزمود ) ( صفت ) کار آزموده [ بجوییم رخشت بیاریم زود ایا پرهنر مرد کار آزمود. ]

جمله سازی با کار ازمود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زر وقت، باید به کار آزمود کزین بهترش، هیچ معیار نیست

💡 ناصرالملک آن یل کار آزمود اندرین میدان میانداری نمود

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز