لغت نامه دهخدا
ژوپین کش. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) حامل زوبین. نیزه دار. رجوع به زوبین کش شود:
بیامد سپردار و ژوپین کشان
بجستند از آن تازیانه نشان.فردوسی.
ژوپین کش. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) حامل زوبین. نیزه دار. رجوع به زوبین کش شود:
بیامد سپردار و ژوپین کشان
بجستند از آن تازیانه نشان.فردوسی.
حامل زوبین. نیزه دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی هر کسی تیر از آنکس که خست کشیدی چو ژوپین فکندی ز دست
💡 بیندازند ژوپین را گه تاب چو اندازد کمانور تیر پر تاب
💡 درخشیدن تیغ و ژوپین و خشت تو گفتی شب اندر هوا لاله کشت
💡 برو تیر و ژوپین نیابد گذار سزد گر پیاده کند کارزار