چینه کش

لغت نامه دهخدا

چینه کش. [ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) چینه ساز. آنکه دیوار از رده های گل برآرد. بنائی که کار او ساختن چینه است. آنکه دیوار گلی کند. بنّا که چینه کشد. که چینه برآرد. که دیوار گلی سازد. که چینه کند باغ و خانه و جز آن را. دیوارگر. ( یادداشت مؤلف ). در منتهی الارب در ذیل کلمه رهّاص آمده است: دیوار گلین ساز. و در المنجد چنین آمده: الرهص من الحائط: اول صف منه الطین الذی یبنی به والرَهّاص عامله.

فرهنگ فارسی

چینه ساز. آنکه دیوار از رده های گل بر آرد بنائی که کار او ساختن چینه است.

جمله سازی با چینه کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ران پلنگ طعمهٔ من بود و همچو مرغ از ضعف عشق قانعم اکنون به چینه‌ای

💡 پنداشت چینه‌ای‌ست، به چالاکی‌اش ربود آری، نداشت جز هوس چینه چیدنی

💡 تنها درِ یکی از خانه‌ها به سمت وزش باد دائمی (شمال شرقی) باز می‌شود که در این مورد هم چینه‌ای روبروی در ورودی ساخته بوده‌اند.

💡 دِج، تُرس یا دژ، چینه یا لایه‌ای سخت از زمین است که بین دو لایه سست تر قرار گرفته باشد.

💡 امسین در ستون چینه‌شناسی پس از عصر پراگین و پیش از ایفیلن جای دارد و نام آن از رود امس در آلمان گرفته شده است.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز