چیده و واچیده. [ دَ / دِ وُ دَ / دِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) اشیائی گران بها به تناسب در جایها نهاده. به کاخال و ظروف واوانی مرتب و منظم آراسته. به کاخال و زینتها مزین شده چنان که اطاقی. ( یادداشت مؤلف ). - اطاق چیده و واچیده؛ اطاقی که از هر جهت آراسته و مرتب باشد. اطاقی که در آن هر چیزی بجای خود گذاشته شده باشد و همه جا نظم و ترتیب به چشم نشیند.
فرهنگ فارسی
اشیائی گران بها به تناسب در جایها نهاده. به کاخال و ظروف و اوانی مرتب و منظم آراسته.
جمله سازی با چیده و واچیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب به ۲۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده، تاکنون ۵۰ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است و در مدارس نیز تدریس میشود. فیلمها، سریالها، تئاترهای موزیکال و نمایشهای متعددی به اقتباس از این کتاب تولید شدهاند. مونتگومری شخصیت ظاهری آن شرلی را از تصویر اِوِلین نِسبیت که از مجلهٔ متروپولیتن نیویورک چیده و به دیوار اتاقش نصب کرده بود، وام گرفت.
💡 از سبکسیری، بساط زندگی چون گردباد تا نفس را راست کردم چیده و برچیده شد
💡 گرچه خوردن پیاز کاملاً رسیده رایج است، پیاز را میتوان قبل از رسیدن کامل هم خورد. پیاز بهاری یا تره فرنگی را قبل از رسیدن کامل چیده و همه قسمتهای آن را استفاده میکنند. وقتی پیاز بعد از تشکیلِ قسمتِ برآمده و قبل از رشدِ کامل آن چیده شود، به آن پیاز تابستانی گفته میشود.
💡 می خون و شمع آه جگرسوز و دل کباب بزم نشاط چیده و مهمان پدید نیست