لغت نامه دهخدا
چک کشیدن.[ چ َ / چ ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حواله کردن به بانک بوسیله چک. نوشتن یک یا چند برگ از دسته چک بانکی و دادن به بانک و گرفتن پول یا دادن چک به افراد به جای پول نقد. صادر کردن حواله بانکی بوسیله چک.
چک کشیدن.[ چ َ / چ ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حواله کردن به بانک بوسیله چک. نوشتن یک یا چند برگ از دسته چک بانکی و دادن به بانک و گرفتن پول یا دادن چک به افراد به جای پول نقد. صادر کردن حواله بانکی بوسیله چک.
(چِ. کَیا کِ دَ ) (مص ل. ) صادر کردن چک توسط صاحب چک.
( صمدر ) حواله کردن ببانک بوسیل. چک.
صادر کردن چک توسط صاحب چک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن آوازه و لشگر کشیدن وز آن صفهای دشمن را دریدن
💡 همی نگردد چندانکه دم زنی فارغ ز بر کشیدن زر عطای او وزان
💡 بگذر از سودای اوهام خیال سیم و زر تا کجا خواهی کشیدن منت اکسیر را؟!
💡 جانا غم تو به هر عطایی ارزد وصلت به کشیدن بلایی ارزد
💡 می کشم با قامت خم گشته بار عشق را کم نمی سازد کشیدن چون کمان زور مرا
💡 شیخ محمود نخستین شرط برای مذاکره با ایشان را دست کشیدنشان از تجاوز و جبران خسارات وارد شده بر مردم عنوان میکند.