لغت نامه دهخدا
چهارپول. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) دوشاهی ( مرکب از چهار + پول به معنی نصف شاهی ): چهار پول سیاه نمی ارزد؛ یعنی چیز کم ارزشی است. قیمت چندانی ندارد. ( یادداشت مؤلف ).
چهارپول. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) دوشاهی ( مرکب از چهار + پول به معنی نصف شاهی ): چهار پول سیاه نمی ارزد؛ یعنی چیز کم ارزشی است. قیمت چندانی ندارد. ( یادداشت مؤلف ).
دوشاهی چهار پول سیاه نمی ارزد یعنی چیز کم ارزشی است ٠ قیمت چندانی ندارد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چهار نفر ميل داشتند كه با آن پول، انگور بخرند، ولى چون زبان همديگر را نمىفهميدند كاشان به نزاع و سر و صدا افتاد، زيرا فارس مى گفت: بايد با اينپول انگور خريد، ترك مى گفت بايد اوزم خريد، رومى مى گفت بايداستافيل خريد، عرب مى گفت بايد عنب خريد.
💡 «بالاخره صنعت راه افتاد و از گرفتاری بیرون آمدیم. سرمایهداران از سرنوشت پول خود مطمئن شدند. رکود از بین رفت. اقتصاد شکوفا شد تا جایی در چهار سال بالای ۱۴ درصد رشد اقتصادی داشتیم؛ رشد اقتصادی ژاپن هم اینگونه بود.»
💡 و من چون آن پول ها را از حضرت تحويل گرفتم، آن ها را محاسبه كردم، درست به مقدارهمان چهار هزار درهمى بود كه از امام رضا عليه السلام طلب داشتم.(17)