چهار پهلو گفتن

لغت نامه دهخدا

چهارپهلو گفتن. [ چ َ / چ ِ پ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سخنی را به کنایه گفتن. سخنان معنی دار و نیش دارگفتن. سخن که به چند گونه از آن بتوان تعبیر کرد.

فرهنگ فارسی

سخنی را بکنایه گفتن ٠ سخنان معنی دار و نیش دار گفتن ٠ سخن که بچند گونه از آن بتوان تعبیر کرد ٠

جمله سازی با چهار پهلو گفتن

💡 استخوان‌های آهیانه (پریتال)، سقف و طرفین کاسه سر را می‌سازند. در نمای کناری، یک استخوان آهیانه و در نمای فوقانی هر دو استخوان آهیانه دیده می‌شود. هر استخوان آهیانه به شکل یک چهارگوش نامنظم است که دارای دو سطح بیرون‌سری و درون‌سری و چهار پهلوی فوقانی و تحتانی و قدامی و خلفی و چهار زاویه پیشانی، پروانه‌ای و پس‌سری و گیجگاهی است. استخوان آهیانه رابط بسیار خوبی بین دو استخوان پیشانی و پس‌سری است و به همین دلیل درزها و مرزهای مهمی را می‌سازد.

💡 شکل ظاهری سنگ نوشته مزبور نامنظم و چهار پهلو و قسمت بالای آن از پایین باریک‌تر است. جنس آن آهکی و از سنگ‌های رودخانه‌ای یا آب شست انتخاب شده‌است. ابعاد آن ۶۰ در ۳۶ سانتی‌متر است. قسمت‌های ناهموار آن را اندکی صاف کرده‌اند تا برای حک و نقر نقوش و کتیبهٔ مورد نظر آماده شود. این سنگ نوشته همانند دیگر کتیبه‌های نظیر خود که در شوش و بین‌النهرین به دست آمده‌است به اصطلاح قدیمی کودورو معروف است و از سه قسمت متمایز تشکیل می‌شود.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز