چنار و منار
لغت نامه دهخدا
چنار و منار. [ چ َ / چ ِ رُ م َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کلمه ای است که در دشنام غلیظ و ستم شدید استعمال کنند، یعنی چنار و منار در بتر جای فلان و فلان. و نیز میگویند که چنار دادم و منار دادم. ( آنندراج ):
صبا بگو به محمدرضا که دیگر بار
نمد گرفتم و روغن زدم چنار و منار.شفایی ( ازآنندراج ).حکه او چو بشکند ناهار
پیش دندان کند چنارومنار.شفایی ( از آنندراج ). || بمعنی آواره و سرگردان نیز در شعر آورده اند:
گهی به کابل و گاهی به هند بی تقصیر
سپهر سفله چنارومنار کرد مرا.میرزا عبدالغنی قبول ( از آنندراج ).- چنار و منار حواله کردن؛ کنایه از دشنام سخت وقیحانه به کسی دادن.
- چنار و منار گفتن؛ دشنامهای سخت بی شرمانه دادن.
فرهنگ فارسی
کلمه ایست که در دشنام غلیظ و ستم شدید استعمال کنند. یعنی چنار و منار در بتر جای فلان و فلان.
جمله سازی با چنار و منار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دمد انجیر بنها بر چنار و بر منار اندر درختی بر درختی روید و آید به بار اندر
💡 رودخانه چیتاب که به کبگیان معروف است دارای دریاچههای کوچک و درختهای بلند چنار و بید است.
💡 آنجا که عکس روی تو بر بوستان فتاد گر خود بود چنار وی آرد بر آفتاب
💡 به سایه گل و بید و چنار و نغمه عود نشسته بر لب جویی و باده نوشیدن
💡 قهرت گشاده پنجه بسان چنار و خصم چون کاخ بهر سیلی گردن فراز باد
💡 بنفشهزار بپوشید روزگار به برف درونه گشت چنار و زریر شد شنگرف