دار و بیار

لغت نامه دهخدا

دار و بیار. [ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مجامله. کرشمه:
هر که گوید بر من می نروی گوی روم
چکنی گر نروی، ور نکنی دار و بیار.سوزنی.

فرهنگ فارسی

مجامله

جمله سازی با دار و بیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نباشد مردم دیندار کین دار و جفاپیشه نپاید نور با ظلمت نسازد کفر با ایمان

💡 سرباز به مشق است و نظام ار نه سپاهی از فعله و حمال و خرک دار و شبان است

💡 غمزه‌ها سر تیز دار و طره‌ها سر پست کن رمزها سرگرم گوی و بوسها سرباز ده

💡 یکروز روزه دار و بمن بخش قوت خویش تا تو بهشت یابی و چاکر توانگری

💡 چون آن‌ها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند، از خدا خواستند که بار پروردگارا به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شکست کافران یاری فرما.

💡 در اسپرانتو کلمات بر دو نوع کلی هستند: کلمه‌های پایانه دار و کلمه‌های تک ایستا:

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز