لغت نامه دهخدا
چم رمضان. [ چ َ رَ م َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: از مزارع قریه طایقان قم است. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 261 ).
چم رمضان. [ چ َ رَ م َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: از مزارع قریه طایقان قم است. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 261 ).
مولف مر آت البلدان نویسد: از مزارع قریه طایقان قم است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه مست و خوش شکفته رمضان ز یاد رفته به وثاق ساقی خود بزدیم حلقه بر در
💡 در رمضان ای پسر ز چهرت اقبال رفت ز طرهات تاب شد ز خال تو حال رفت
💡 شکرست که گل در رمضان نیست که او را عادت همه آنست که مستور نباشد
💡 سخت بود این رمضان سست ندانستم من ورنه کی بستمش اینگونه برتخت کمر
💡 تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت از نامه اعمال، سیاهی چو دخان رفت
💡 خشک است لبم، رفع خمار رمضان کن بگشاده مه عید به خمیازه دهان را