چم بیان

لغت نامه دهخدا

چم بیان. [ چ َ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قنقری پایین ( اسفلا ) بخش بوانات و سرجهان شهرستان آباده که در 54 هزارگزی باختر سوریان و 5 هزارگزی خاور راه شوسه اصفهان به شیراز واقع است. کوهستانی و معتدل است و 350 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه محی. محصولش غلات، چغندر و عدس. شغل اهالی زراعت و قالی بافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان قنقری پایین بخش بوانات و سر جهان شهرستان آباده

جمله سازی با چم بیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوش از لبت ربوده‌ام ای مهربان شکر پیداست در بیان من امروز آن شکر

💡 قضیه زیر بیان می‌کند در تقسیم طرفین یک رابطه همنهشتی بر یک عامل مشترک طرفین پیمانه دچار تغییر می‌شود.

💡 بیدل ره حمد از تو به صد مرحله دور است خاموش که آوارهٔ وهمند بیان‌ها

💡 جود را مسکن پدید آورد تا بر پای کرد مر بنای جود را ایزد بدان فرّخ بیان

💡 گرچه از طور و کلیم است بیان واعظ تاب آن جلوه به آئینه گفتارش نیست

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز