چل تکه. [ چ ِ ت ِک ْ ک ِ / ک َ ] ( ص، اِ مرکب ) پارچه ای که از کناره های ماهوت بریده دوزند. پارچه ای که از مجموع تکه پاره های مربعشکل ماهوت یا پارچه دیگر دوخته شود. پارچه ای که از ده ها تکه ماهوت چارگوش که بیکدیگر دوخته اند، فراهم آمده است.
- لحاف چل تکه؛ لحاف که رویه آن از قطعات مربعشکل پارچه های رنگارنگ باشد.
(چِ تِ کِّ ) (ص مر. ) پارچه ای که از کناره های ماهوت بریده دوزند.
۱. پارچه ای که از تکه های رنگارنگ دوخته شده باشد.
۲. نوعی توپ که از تکه های مختلف تشکیل شده است و اغلب در فوتبال مورد استفاده قرار می گیرد.
( صفت ) پارچه ای که از کناره های ماهوت بریده دوزند.
پارچه ای که از مجموع تکه پاره های مربع شکل ماهوت دوخته شود. پارچه ای که از ده ها تکه ماهوت چارگوش که به یکدیگر دوخته اند فراهم آمده است
پارچهای که از کنارههای ماهوت بریده دوزند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوبلای خان و جانشینان او مدعی تسلط بر کل امپراتوری مغول بودند، اگر چه در عمل این امپراتوری پس از مرگ منگوقاآن به تعدادی از خانات تکهتکه شده بود.
💡 یک روز نیک دعوتنامهای رسمی و منحصربهفرد، برای شرکت در مهمانی از گتسبی دریافت میکند. در آنجا نیک توسط جُردن با گتسبی (با تکهکلام خاص “جناب”) آشنا میشوند. گتسبی نیک را برای ناهار به منهتن میبرد؛ و در راه به نیک (به دروغ) میگوید، که او فارغالتحصیل آکسفورد از خانواده ای ثروتمند از میانهغرب است. آنها به یک کافه زیرزمینی میروند؛ و گتسبی نیک را به شریک تجاریاش «مایر وولفشایم» معرفی میکند.
💡 اولین فابریکه نساجی در افغانستان بنام فابریکه نساجی گلبهار در سال ۱۳۳۲ ولسوالی جبلسراج به سرمایه عبدالمجید زابلی، بهکمک آلمان ساخته شد. در آن وقت تقریباً ۱۵۰۰۰ نفر کارگر در این فابریکه مشغول کار بودند. محصولات این فابریکه به میلیونها متر نسج شامل فرش، پتو (کمپل)، تکههای لباس، پارچههای پشمی، نخی و ابریشمی میشد که به بیرون از افغانستان به ویژه به آلمان نیز صادر میشد.