چشمه بار

لغت نامه دهخدا

چشمه بار. [ چ َ م َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «نام مزرعه ای است از مزارع بزینه رود زنجان که هوایش ییلاق و محصولش دیمی وآبی است. پنجاه خانوار سکنه دارد و زراعتش از آب رودخانه مشروب میشود». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 231 ).
چشمه بار. [ چ َ م َ ] ( اِخ )دهی است جزء دهستان ابهر رود بخش ابهر شهرستان زنجان که در 36 هزارگزی جنوب باختری ابهر و 12 هزارگزی راه قیدار به آب گرم واقع است. کوهستانی و سردسیر است و 757 تن سکنه دارد. آبش از چشمه. محصولش غلات. شغل اهالی زراعت، گله داری و بافتن قالیچه، جاجیم و پلاس وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان ابهر رود بخش ابهر شهرستان زنجان ٠

جمله سازی با چشمه بار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پاره ابری شد از باران اشک من قفس چشمه دام از سرشکم حلقه گرداب شد

💡 ای نور دل و دیده وای زبده اعیان باری گذری کن بسر چشمه حیوان

💡 ناهید در فرهنگ ایران باستان و در زبان اوستایی به معنی آناهیتا، ایزدبانوی آب‌ها است که در باستان استراب یا ستارهٔ آبها نامیده می‌شد و با نمادهایی چون باروری، شفا و خرد نیز شناخته می‌شده و الهه آب، فرشته نگهبان چشمه‌ها، باران و نماد باروری، عشق و دوستی بوده‌است.

💡 همت آن بود که لب تشنه بمیرد عرفی ور نه صد بار به سر چشمه ی حیوان رفته است

💡 بعد از این آب دهم کِشت خود از چشمه ی چشم دیگر ای ابر مرا چشم به باران تو نیست

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز