چست شدن

لغت نامه دهخدا

چست شدن. [ چ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جلد شدن. چابک و چالاک شدن. رجوع به چست شود. || چست شدن جامه کسی را؛ موزون و متناسب آمدن جامه بقامت وی:
امروز بتو چست شد این کسوت مهرم
چون مدح و ثنایم بخداوند بشر بر.سوزنی. || چست شدن دل؛ ظاهراً بمعنی سخت شدن و قسی شدن:
بجفا دل منه که چست شود
آنچه بشکست کم درست شود.اوحدی. || چست شدن تن؛ظاهراً بمعنی چاق و فربه شدن. توانا شدن. قوی و نیرومند شدن:
تن بجاه و بمال چست شود
دین بعلم و عمل درست شود.اوحدی.

فرهنگ فارسی

جلد شدن. چابک و چالاک شدن یا چست شدن جامه کسی را.

جمله سازی با چست شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون من به خودی نیامدم روز نخست گر غم خورم از بهر شدن ناید چست

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز