لغت نامه دهخدا
چز و فز. [ چ ِزْ زُ ف ِزز ] ( اِ مرکب، از اتباع ) تضرع. زاری. آه و ناله. جِزّ و فِزّ.
چز و فز. [ چ ِزْ زُ ف ِزز ] ( اِ مرکب، از اتباع ) تضرع. زاری. آه و ناله. جِزّ و فِزّ.
تضرع. زاری
💡 درین جهان و برون زینجهان چو جان در جسم درینجهان و فزون زینجهان جو جان در بر
💡 من به صراحت اعلام مى كنم كه جمهورى اسلامى با تمام وجود، براى احياى هويت اسلامىمسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذارى مى كند و دليلى هم ندارد كه مسلمانان جهان رابه پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزون طلبىصاحبان قدرت، پول و فريب را نگيرد.(241)
💡 من به صراحت اعلام مى كنم كه جمهورى اسلامى با تمام وجود براى احياى هويت اسلامىمسلمانان درسراسر جهان سرمايه گذارى مى كند و دليلى هم ندارد كه مسلمانان جهان رابه پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزون طلبىصاحبان قدرت، پول و فريب را نگيرد.(259)
💡 نه ز صورت تو رسمی نه ز معنی تو اسمی که برون ز هر خیالی و فزون ز هر گمانی
💡 بدبختانه، آزمندان با تن دادن به بدترين ذلت ها، هرگز به آرزوىدل نمى رسند و سرانجام ناكام از دنيا مى روند. زيرا اگر به فرض مرد حريصى بهتمام ثروت روى زمين دست يابد، نفس طماع و فزون طلبش قانع نمى شود و در خوداحساس بى نيازى نمى نمايد.
💡 وان کس که فزون تر خورد از مال تو آن روز برتر به مقام است و فزون تر به مقال است