چرب زبانی کردن

لغت نامه دهخدا

چرب زبانی کردن. [ چ َ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خوش سخنی کردن. سخنان شیرین و دلسپند گفتن. شیرین سخنی کردن:
خون درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی.سعدی.|| تملق گفتن. چاپلوسی کردن. سخنان فریبنده گفتن: ششم بر درگاه پادشاه چاپلوسی و چرب زبانی کردن. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

خوش سخنی کردن. سخنان شیرین و دلپسند گفتن. شیرینی سخن کردن.

جمله سازی با چرب زبانی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از چرب زبانی که فتاده ست چو شمع اندر دهنش آتش و آب است بهم

💡 هرگز چون شمع، جا به بزمت ندهند گر با همه کس چرب زبانی نکنی

💡 گرچه شیرین دهنی، چرب زبانی میکن زانکه با چربی به خورد توان شیزینی

💡 شیرین سخنم دید و بدین چرب زبانی زان سنگدلی پاره ککی نرمتر آمد

💡 ای شمع، که ما را به سخن شیفته کردی پروانه خود را مکش از چرب زبانی

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز