چالش کردن
مترادفها
به مبارزه طلبیدن، به چالش کشیدن
متضادها
تسلیم شدن، پذیرفتن
لغت نامه دهخدا
چالش کردن. [ ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جدال کردن. نبرد کردن. هم آورد جنگ طلبیدن. برای پیروزی در جنگ یا امری دیگر تلاش و کوشش کردن:
بیا تا در این شیوه چالش کنیم
سر خصم را سنگ بالش کنیم.سعدی.|| کشتی گرفتن. مصارعت کردن. کوشیدن برای غلبه کردن بر حریف در کشتی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زد و خورد کردنجنگ و جدال کردن.
جدال کردن برای پیروزی در جنگ تلاش و کوشش کردن.
جمله سازی با چالش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دکتر ژاک دیوف مدیر کل فائو معتقد است افزایش سرمایهگذاری دولتی در بخش کشاورزی و مؤثرتر کردن این کمک از اهمیت بسزایی برخوردار است. چالش افزایش سرمایهگذاری در کشاورزی به ویژه در آفریقا چالشی عظیم است. دولتهای آن منطقه فوریت امر تخصیص منابع خود را به کشاورزی دریافتهاند.
💡 همچنین از باراک اوباما و سیاوش قمیشی و آنتونلا رکوزو، همسر لیونل مسی درخواست شد که در این چالش شرکت کنند ولی آنها به جای شرکت کردن، ۱۰۰ دلار به بنیاد ALS کمک کردند.
💡 راسل به همراه آلفرد نورث وایتهد با گسترش نظریهٔ انواع سعی در دور کردن پارادکس کرد. در همین حال چالشهای دیگری در نظریهٔ مجموعهها پیدا شدند.
💡 بعلت چالشهای طراحی و حساسیت به یک مکان که برای برآورده کردن نیازهای یک ساختمان و ساکنین آن بهطور کارآمد با انرژی تجدیدپذیر (خورشیدی، باد، گرمای زمین و غیره) مورد نیاز میباشند.