لغت نامه دهخدا
چادر اجساد. [ دَ / دُ رِ اَ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) کنایه از عناصراربعه ( آب و باد و خاک و آتش ) است. ( ناظم الاطباء ).
چادر اجساد. [ دَ / دُ رِ اَ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) کنایه از عناصراربعه ( آب و باد و خاک و آتش ) است. ( ناظم الاطباء ).
کنایه از عناصر اربعه است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاوشگران مشخص کردند که اسکی بازان چادر خود را از داخل به منظورِ فرار از تهدیدی آشکار باز کرده بودند. آنها اردوگاه را زیرِ بارشِ سنگینِ برف ترک کرده بودند. برخی از آنها پابرهنه فرار کرده بودند. گرچه در اجسادِ یافته شده، هیچ نشانهای از مبارزه و کشمکش یافت نشد، اما کاوش بر روی اجساد نشان داد دو قربانی دارای جمجمه و دندهٔ شکسته بودهاند. بدونِ اینکه ضربهای دیده باشند، صورتِ یکی از افراد دچارِ آسیبِ شدید شده بود و زبانِ یکی دیگر از آنها نیز گم شده بود. برخی دلیلِ این رخداد را ریزشِ بهمن و برخی دیگر، حملهای از سویِ زیست فرازمینیها میدانند.