چابک پای

لغت نامه دهخدا

چابک پای. [ ب ُ ] ( ص مرکب ) تیزپا و تندرو. || چالاک و ماهر در رقص:
با همه نیکویی سرود سرای
رودسازی به رقص چابک پای.نظامی ( هفت پیکر ).

فرهنگ فارسی

تیز پا و تندرو. یا چالاکی و مهارت در رقص با همه نیکویی سرود سرای.

جمله سازی با چابک پای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گذشتن از دو جهان گام اولین باشد به پای همت چابک سوار زنده دلان

💡 به خونم کرد چابک دست دیگر دست خود رنگین سر خود را ولی افتاده در پای تو می‌بینم

💡 پای ننهاده برون یک قدم از خانه خویش سوی آن خانه عجب چابک و چالاک شدی

💡 دلبرا، چابک سوار تو سنت دلبری را دست و پایی می نهد

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز