پیچ دار

لغت نامه دهخدا

پیچدار. ( نف مرکب ) دارای پیچ. تابدار. باپیچ. باخم. شکن دار: در بعضی بلاد درخت آن ( یاسمین ) عظیم میگردد و ساق سفید آن اندک پیچدار و برگهای آن اندک ریز و طولانی و مشرف بر دو جانب شاخه آن رسته و خوش منظر... ( مخزن الادویه ص 577 ذیل یاسمین ).

فرهنگ فارسی

( صفت )دارای پیچ با پیچ و خم تابدار: در بعضی بلاد درخت آن ( یاسمین ) عظیم میگردد و ساق سفید آن پیچدار...

جمله سازی با پیچ دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزد بر در دژ دو دار بلند فرو هشت از دار پیچان کمند

💡 سر از رای دادار پیچی تو هیچ چرا پس مرا رای داری بسیچ

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز