لغت نامه دهخدا
پیوسته کار. [ پ َ / پ ِوَ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) جلد. جلید. ( دستور اللغة ).
پیوسته کار. [ پ َ / پ ِوَ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) جلد. جلید. ( دستور اللغة ).
( صفت ) جلد جلید
💡 در عشق کار چشم برونق تراست از کار دل اگر چه با یکدیگر پیوسته حسد میکنند و پیوسته از یکدیگر میبرند:
💡 مدد کاران اجتماعی، آموزگاران ویژه کودکان بی سرپرست پیوسته در کنار کودکان آموزش، سلامت و بهداشت این کودکان و خوراک و پوشاک آنها در کنترل داشتند.
💡 منبع تابش در این دستگاه باید قابلیت تولید طیف پیوسته در گستره مورد نظر را داشته باشد. یک سیم فولادی داغ شده تا دمای ۲۰۰۰–۱۵۰۰ کلوین میتواند این کار را انجام دهد. چراغ نرنست یک لوله توخالی پر شده از گازهای بیاثر است که در ان سیمی پلاتینی قرار دارد. این چراغ در دمای ۲۲۰۰ کلوین کار میکند. منبع دیگر گلوبار است که یک استوانهٔ سیلیسیم کاربید است و توسط نیروی برق به دمای ۱۵۰۰ کلوین رسیدهاست.
💡 رضا شاه پهلوی پس از بازگشت از سفر ترکیه تصمیم به کشف حجاب در ایران گرفت و پیوسته این کار را در مجلس مطرح و مورد مذاکره قرار میداد. در پایان کشف حجاب در ۱۷ دی ۱۳۱۴، به اجرا درآمد در آن روز، به جز فرهنگیان همهٔ دعوتشدگان با همسران خود، بدون حجاب سنتی، شرکت کردند و رضاشاه نیز به همراه همسر و دختر خود، با حذف سنت حجاب، در این آیین رسمی، شرکت داشتند.