لغت نامه دهخدا
پیه خواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) شَحِم. آزمند پیه.
پیه خواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) شَحِم. آزمند پیه.
( صفت ) آزمند پیه ٠
شحم آزمند پیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۹۵۹ سربازان پرتغالی اعتصاب کارگران اسکله پیه گوییتی را به رگبار بستند و ۵۰ نفر را به قتل رساندند. پس از این قتلعام بخش بزرگی از مردم به سوی این حزب رفتند و به کسانی پیوستند که خواهان استقلال بودند. گرچه مقامات پرتغالی هنوز این جنبش را با قیام برای استقلال گینه بی ربط میدانستند و هیچ اقدام جدی برای سرکوب آن انجام ندادند ولی حزب نتیجه گرفت که میبایست جنبش مسلحانه علیه استعمار پرتغال را از سر گیرد.