لغت نامه دهخدا
پیمبرصفت. [ پ َ ی َ / ی ُ ب َ ص ِ ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای صفت و سیرت پیغمبر است:
توئی سایه لطف حق بر زمین
پیمبرصفت، رحمةالعالمین.سعدی.
پیمبرصفت. [ پ َ ی َ / ی ُ ب َ ص ِ ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای صفت و سیرت پیغمبر است:
توئی سایه لطف حق بر زمین
پیمبرصفت، رحمةالعالمین.سعدی.
( صفت اسم ) آنکه دارای صفت و سیرت پیامبر است: تویی سای. لطف حق بر زمین پیمبر صفت رحمه العالمین. ( سعدی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیا به شرع پیمبر بزرگتر صفتی است ولی دریغ که من زین صفت شدم مغبون
💡 تویی سایهٔ لطف حق بر زمین پیمبر صفت رحمة العالمین
💡 از نسبت پیمبر و اندر صفای عرق همچو پیمبر از صفت ناسزا بری
💡 طوس غمبن بود بیلقای همایونش بر صفت مکه بیحضور پیمبر