لغت نامه دهخدا
پیشی پیشی. ( اِ صوت ) آوازی برای نواختن گربه. || در تداول کودکان، گربه، آنگاه که بدو التفات کنند. || ( اِ ) نوعی بید. بیدمشک. نامی که در ارسباران به بید مشک دهند. رجوع به بیدمشک شود.
پیشی پیشی. ( اِ صوت ) آوازی برای نواختن گربه. || در تداول کودکان، گربه، آنگاه که بدو التفات کنند. || ( اِ ) نوعی بید. بیدمشک. نامی که در ارسباران به بید مشک دهند. رجوع به بیدمشک شود.
( اسم ) ۱- آوازی که بدان گربه را خوانند پیش پیش مقابل پیشت. ۲- گربه آنگاه که بدو التفات کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هنر پیشی ز اسکندر که هنگام هنر سجده باید کرد پیش تو چون او پنجاه را
💡 در عبور از اقیانوس آرام در جهت عکس یعنی از ماکائو به آکاپولکو، فرانسیسکو گالی و پدرو دی انمونو از او پیشی گرفته بودند.
💡 صورت سید که دیدی آخرش خوانی رواست معنی او را نگر دریاب این پیشی ما
💡 شِلِنبِرگ با ارائه این براهین در صدد این است تا نشان دهد که میان جمیع این گزارههای خداباورانه که پیشتر ذکر شد، یعنی عُلُو پیشیناپذیر، استقلال وجودشناختی، خلوص اولی، و همچنین وجود شر، ناسازگاری منطقی وجود دارد.
💡 درویشان را بر همه عالم پیشی است درویشان را کمینه سودی بیشی است
💡 هرگز با کسی با درشتی سخن مگویید. چراکه کسانی با ایشان اینگونه سخن گفته اید با همان روش به شما پاسخ می دهند. به راستی گفتار خشمگین دردآور است و بازخواست آن می تواند بر شما پیشی بگیرد.