لغت نامه دهخدا
پیشانی داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) خوشبخت بودن. اقبال نیکو داشتن. بختور بودن.
پیشانی داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) خوشبخت بودن. اقبال نیکو داشتن. بختور بودن.
( مصدر )خوشبخت بودن نیک بخت بودن اقبال نیکو داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روز ۸ خرداد ۱۳۹۴ منتقدین روند مذاکرات هستهای در تجمعی منسوب به «مردم مشهد» یا «دلواپسان» (بسته به روایت رسانههای مختلف) با راهپیمایی در شهر مشهد و، با در دست داشتن پلاکاردهای چون «اجازه نمیدهیم»، پیشانی بندهایی که روی آن نوشته شده بود «ما اجازه نمیدهیم» و … اعتراض خود را به مذاکرات هستهای و آنچه که اجازه بازدید بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از مراکز نظامی میخواندند، ابراز داشتند.