لغت نامه دهخدا
پیشکوه پائین. [ هَِ ] ( اِخ )مزرعه ای جزء پیشکوه بالا. رجوع به پیشکوه بالا شود.
پیشکوه پائین. [ هَِ ] ( اِخ )مزرعه ای جزء پیشکوه بالا. رجوع به پیشکوه بالا شود.
مزرعه ای جزئ پیشکوه بالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی بود یک ماه در پیش کوه مگر آتبین گردد از بدستوه
💡 همی تاختند از پساندر گروه ورا مرده دیدند بر پیش کوه
💡 از آن پیش کوه بر تو کرد آشکار که بر چه گرفتست رایش قرار
💡 چنان شد ستوه آتبین با گروه که بیرون نیامد شد از پیش کوه
💡 به دروازه دختر شدی همگروه خرامان ازین شهر تا پیش کوه
💡 که از فرّ سالار دانش پژوه یکی آب پیدا شود پیش کوه