پیش پا نشستن

لغت نامه دهخدا

پیش پا نشستن. [ ش ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) مطلع شدن. دست از کار سابق برداشتن. ( نظام ).

فرهنگ فارسی

مطلع شدن دست از کار سابق برداشتن

جمله سازی با پیش پا نشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ازکثرت نمی باشد دلیلی راه وحدت را نماید هر سر خاری، چراغی پیش پای من

💡 «من به سلامت تئوریک سوسیالیسم باور دارم؛ هنوز باور دارم که هیچ راهی جز سوسیالیسم پیش پای بشر نیست.»

💡 در جوانی چه ندانستی زره، اکنون بدان قامتت را کرده خم پیری که، بینی پیش پا

💡 هر که در دولت نبیند پیش پای خویش را گر سراپا چشم گردد پا به دولت می زند

💡 مشو در روزگار دولت از افتادگان غافل به پیش پا نظر کن تا چراغت روشنی دارد

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز