پیش وجود

مترادف‌ها

پیشینی

لغت نامه دهخدا

پیش وجود. [ وُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سابق در وجود:
پیش وجود همه آیندگان
بیش بقای همه پایندگان.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) سابق در وجود: پیش وجود همه آیندگان پیش بقای همه پایندگان. ( نظامی )

جمله سازی با پیش وجود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طوطی ای کآید ز وحی آواز او پیش از آغاز وجود آغاز او

💡 پیش از وجود انجم و ارکان نهاده بود گنجور بخت گنج سعادت برای تو

💡 برخی فیلسوفان معتقدند که مفاهیم کلی و مطلق، دارای نوعی پیش وجود هستند که حتی قبل از تجربیات حسی انسان‌ها در ذهن مستقر شده‌اند.

💡 در مباحث مربوط به هستی‌شناسی، بحث درباره پیش وجودِ معنا در ساختار زبان، یکی از پیچیده‌ترین و چالش‌برانگیزترین مباحث برای پژوهشگران فلسفه محسوب می‌شود.

💡 بررسی حالت پیش وجود در برخی نظریات ریاضی، نشان می‌دهد که برخی اصول پایه قبل از هرگونه اثبات تجربی در ذات سیستم حضور دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران