لغت نامه دهخدا
پیش دین. ( ص مرکب ) پیشوای دین. ( آنندراج ). || سابق در دین.
پیش دین. ( ص مرکب ) پیشوای دین. ( آنندراج ). || سابق در دین.
( صفت ) ۱- سابق در دین. ۲- پیشوای دین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دین گرامی شد بدانا و بنادان خوار گشت پیش نادان دین چو پیش گاو باشد یاسمن
💡 پیش صوفی گذرو، گریه خونین، فرمای تا به خون دست بشوید دلش از دین داری
💡 دین گرامی شد به دانا و، به نادان خوار گشت پیش نادان دین چو پیش گاو باشد یاسمن
💡 بگشاد به دین درون در حیلت برساخت به پیش خویش بازاری
💡 حق عیاندان پیش درویشان دین گه شده پیدا بآن و گه باین