لغت نامه دهخدا
پیش رسیدن. [ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) پیش از دیگری واصل شدن. ملحق گشتن قبل از دیگری. سبقت در وصول داشتن. || از کالی برآمدن و پخته شدن میوه ای زودتر از دیگر میوه های هم صنف خود.
پیش رسیدن. [ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) پیش از دیگری واصل شدن. ملحق گشتن قبل از دیگری. سبقت در وصول داشتن. || از کالی برآمدن و پخته شدن میوه ای زودتر از دیگر میوه های هم صنف خود.
( مصدر ) ۱- پیش از دیگری رسیدنملحق گشتن قبل از دیگری. ۲- پخته شدن میوه زودتر از میوه های هم صنف خود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۴۹۸ کلمب برای سومین بار به آمریکا رفت. او در این سفر پیش از رسیدن به هیسپانیولا جزیرهٔ ترینیداد را کشف کرد(۳۱ ژانویه) و بخشهایی از ریزشگاه رودخانهٔ اورینوکو در خاک اصلی آمریکای جنوبی را پویید (اول اوت).
💡 در دسامبر ۱۴۰۴، تیمور لشکرکشی را علیه چین مینگ آغاز کرد. او در حالیکه در کرانهٔ رود سیردریا اردو زده بود بیمار شد و در ۱۷ فوریهٔ ۱۴۰۵، پیش از رسیدن به مرز چین در فاراب درگذشت. پس از مرگ او، فرستادگان مینگ مانند فو آن و دیگر همراهان او توسط نوهاش خلیل سلطان آزاد شدند. جغرافیدان کلمنتس مارکم در مقدمهٔ خود بر روایت سفارت کلاویخو بیان میکند که: