پیش باز رفتن

لغت نامه دهخدا

پیش باز رفتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) به استقبال شدن. استقبال کردن. استقبال کردن مسافری که درآید: تلقی؛ اقبال. ( از منتهی الارب ): پیشباز حادثه این سال باید رفت که جفت واری زمین بخرند وپس از آن به دویست درم بفروشند. ( تاریخ بیهقی ص 622 چ ادیب ). نصر پیشباز رفت و راهها نگه داشت تا بر حیله و حال او کس را وقوف نیفتد. ( ترجمه تاریخ یمینی ).بعزمی ثابت و یقینی صادق پیش باز رفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). حبیب خجل زده و غمگین روی به خانه نهاد چون به در خانه رسید بوی نان و دیگ می آمد، زن حبیب پیش باز رفت و رویش پاک کرد و لطف کرد. ( تذکرةالاولیاء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پیشباز آمدن: بعزمی ثابت و یقینی صادق پیشباز رفت.

جمله سازی با پیش باز رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جریان به سالیان پیش باز می‌گردد که این دو برادر توسط گروه لین کویی ربوده می‌شوند و به قبیله می‌روند.

💡 ای آنکه می روی ز پیش باز کش عنان کان آهوی رمیده نگردد شکار کس

💡 اگرچه بلبل باغ محبّتست ولیکن مگس چگونه کند پیش باز دعوی بازی

💡 پایتخت چین یکی از قدیمی ترین شهر های جهان است و قدمت آن به سه هزار سال پیش باز می گردد.

💡 گهی عزیمت کرد و گهی هزیمت شد چنانکه باشد در پیش باز گرسنه خاد

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز