لغت نامه دهخدا
پیره خر. [ رَ / رِخ َ ] ( اِ مرکب ) پیرخر. خرپیر. خر بسیار سالخورده.
پیره خر. [ رَ / رِخ َ ] ( اِ مرکب ) پیرخر. خرپیر. خر بسیار سالخورده.
پیر خر خر پیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باشگاه فوتبال المپیاکوس (به یونانی: ΠΑΕ Ολυμπιακός) یک باشگاه فوتبال در شهر پیره در یونان میباشد که در سوپر لیگ فوتبال یونان بازی میکند.
💡 شیر نر بوسد به حرمت مرد قانع را قدم پیره سگ خاید به دندان پای مرد هر دری
💡 سال ۲۰۰۱ جایزهٔ شعر پیرهمێرد (پیرمرد)، شاعر بزرگ کُرد به وی اعطا شد..
💡 گروهی از تبعیدیان آتن به رهبری تراسیبولوس، فیل را در نبرد فیل در سال 404 قبل از میلاد تصرف کردند. آنها در نبرد مونیخیا در نزدیکی پیره پادگان اسپارتان را شکست دادند.
💡 تا نگردد صعوه مانند عقاب تیز چنگ تا نگردد شیر غرنده شکار پیرهزن