پیر سگ

لغت نامه دهخدا

پیرسگ. [ رِ س َ گ گ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دشنامی پیران را. || پیرْسگ؛ سگ سالخورده.

فرهنگ فارسی

دشنامی پیران را

جمله سازی با پیر سگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نور آن بالای اشجار آمده پیر اندر آن بتکرار آمده

💡 خادم آوردش روان در پیش پیر ساختش از خوان احسان بهره گیر

💡 اهلی که مرید تو بود پیر فلک شاگرد غم تو گشت و استاد ملک

💡 با خمی پر شراب روحانی پیر ما دوش می فروش شده

💡 پیاده برآویخت با بدگمان بدان پیر سالی چه شیر ژیان

💡 نگه کرد پیران که هنگام چیست بدانست کان گردش ایزدیست

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز