لغت نامه دهخدا
پیر تعلیم. [ رِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) معلم علوم دینی. ( آنندراج ) ( شرفنامه ):
دل من پیر تعلیم است و من طفل زبان دانش
دم تسلیم سر عشر و سر زانودبستانش.خاقانی.
پیر تعلیم. [ رِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) معلم علوم دینی. ( آنندراج ) ( شرفنامه ):
دل من پیر تعلیم است و من طفل زبان دانش
دم تسلیم سر عشر و سر زانودبستانش.خاقانی.
( صفت ) معمل آموزگار علوم دینی: مرادل پیر تعلیم است و من طفل زبان دانش دم تسلیم سر عشر و سر زانو دبستانش. ( خاقانی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سومین شورای قسطنطنیه، نشانگر پایان یافتن تحول و تکامل تعلیم کلیسا در قرون اولیه در مورد شخصیت عیسی مسیح است. در این شورا، همچنین میتوان نتایج و دلالتهای تعریف شورای کلسدون در مورد شخصیت مسیح را مشاهده کرد. با تشکیل این شورا، تلاش برای جلب رضایت خاطر مونوفیزیتها پایان یافت، چون دیگر نیازی برای این کار دیده نمیشد؛ کلیساهای پیر و نگرش مونوفیزیستی، با تهاجم مسلمانان به قلمرو امپراتوری بیزانس و تصرف سرزمینهایی که این کلیساها در آنجا قرار داشتند، از سیطره امپراتوری بیزانس خارج شدند.