لغت نامه دهخدا
پیام گزار. [ پ َ گ ُ ] ( نف مرکب ) رسول. پیامبر. پیام آور. پیام رسان. مبلغ رسالت. پیغام آور. || قاصد. پیک. برید.
پیام گزار. [ پ َ گ ُ ] ( نف مرکب ) رسول. پیامبر. پیام آور. پیام رسان. مبلغ رسالت. پیغام آور. || قاصد. پیک. برید.
آن که پیام کسی را به دیگری برساند، پیام رسان.
( صفت ) ۱- پیغام آور پیام رسان پیام آور. ۲- قاصد پیک برید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غمین به گوشه صحرا نشسته بودم دوش بدان امید که بادی وزد پیام گزار