لغت نامه دهخدا
به جان. [ ب ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان و بخش سیمکان است که در شهر جهرم واقع است و 677 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
به جان. [ ب ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان و بخش سیمکان است که در شهر جهرم واقع است و 677 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
دهی از دهستان و بخش سیمکان است که در شهرستان جهرم واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جان دوست که دشمن بدین رضا ندهد که در به روی ببندند آشنایی را
💡 وقتى كه بر بالينش رسيدند قالب تهى كرده و جان به جان آفرين تسليم كرده بود.
💡 از بازیگران این فیلم میتوان به جان وین، مارتا اسکات و آلبرت دکر اشاره کرد. این فیلم دوبار نامزد جایزه اسکار شد که یک به خاطر موزیک متن فیلم بود و دیگر هم به خاطر ضبط صدا.
💡 با این همه من ز جان به جان آمدهام جان در تن من چه کار دارد بیتو
💡 سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو