لغت نامه دهخدا
پی بدی. [ ب ُ / با ] ( اِخ ) جُرج. بشردوست آمریکائی،متولد در دانور. وی ببسط و توسعه تعلیمات در میان طبقات کارگر کمک بسیار کرده است ( 1795 - 1869 م. ).
پی بدی. [ ب ُ / با ] ( اِخ ) جُرج. بشردوست آمریکائی،متولد در دانور. وی ببسط و توسعه تعلیمات در میان طبقات کارگر کمک بسیار کرده است ( 1795 - 1869 م. ).
بشر دوست آمریکائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سینه ای را که بدی مخزن اسرار الاه به لگد کوفتنش شمر ستم کار، حریص
💡 زین سخنها که سنایی برد از نورش رنگ ور بدی زنده چو گل بوی گرفتی عطار
💡 آن بدی از دیو دانستی و نیکی از خدای وین همی داند بدو نیک از خدای غیبدان
💡 و انقلاب بعضی به بعضی به اعمال مخصوصه که رفع بدی جوهر هریک شود، ممکن است.
💡 چشم بختم که بدی تیره کنون روشن شد که بشیر آمد و بویی ز گریبان آورد