پوره پوره کردن
مترادفها
تکه تکه کردن، پاره پاره کردن
لغت نامه دهخدا
پوره پوره کردن. [ رَ رَ / رِ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول قزوینیان تعلل و دست دست کردن. مس مس کردن. این دست و آن دست کردن. باری بهر جهت کردن.
فرهنگ فارسی
در تداول قزوینیان تعلل و دست دست کردن
جمله سازی با پوره پوره کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عصاره بدون سلول با ترکیب سلولهای مخمر خشک، کوارتز و کیزلگل و سپس پوره کردن سلولهای مخمر با ملات و گندم تولید میشود. سپس این مخلوط مرطوب میشود زیرا محتویات سلولهای مخمر از سلول خارج میشوند. هنگامی که این مرحله انجام شد، مخلوط مرطوب از طریق یک پرس انجام میشود و به ان گلوکز، فروکتوز یا مالتوز اضافه کرد. بررسی میکروسکوپی هیچ سلول زنده ای را در مخمر موجود عصاره نشان نداد.