پنجه باز

لغت نامه دهخدا

پنجه باز. [ پ َ ج َه ْ ] ( اِمرکب، ص مرکب ) بدرازی پنجاه باع و قلاّج:
که خواند تخته عصیان تو که درنفتاد
زتخت پنجه پایه به چاه ِ پنجه باز.سوزنی.

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) معادل پنجاه باز پنجاه باع. ۲- ( صفت ) بدرازای پنجاه باع و قلاج.
بدرازی پنجاه باع و قلاج

جمله سازی با پنجه باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسکاپن نوکر باهوش و حقه بازی است که دوست دارد با مشکلات دست و پنجه نرم کند و ارباب‌های پولدار و خسیس را به کارهایی که خود می‌خواهد وادارد و به این شکل از آنها انتقام بگیرد.

💡 پنجه خود را نگارین کرده آمد بر سرم این ستمگر باز پیدا کرد دست تازه‌ای

💡 زهره ء شیر فلک شد آب ازاین جرأت‌ که شه پنجه اندر ینجهٔ این چیره ضیغم ‌کرد باز

💡 باز امشب چهره یی افروختی، کز دیدنش پنجه با آتش زند مژگان ما مانند شمع

💡 وسایل بازیکن: استفاده از کفش مخصوص برای بازیکن اجباری است. کفش مخصوص فوتسال از پاشنه‌ای صاف و پنجه‌ای مقعر تشکیل شده. از انواع این کفش می‌توان به F90 اشاره کرد که یکی از محبوب‌ترین انواع ان است. اگر شخصی این نوع کفش را به پا نداشته باشد؛ بازیکن خاطی از زمین خارج فرستاده با تکمیل وسایل با اجازه داوران حتماً در هنگام توقف بازی وارد زمین شود.

💡 پس از این مسابقه او به انگلیس رفت تا با قهرمان‌های انگلیسی: براین لاندن و هنری کوپر که او را در یک بازی دوستانه در سال ۱۹۶۳ شکست داده بودند، دست و پنجه نرم کند. او هر دوی این‌ها را ناک اوت کرد و به آلمان رفت تا برابر کارل میلدنبرگر اولین آلمانی که برای عنوان ماکس اشملینگ می‌جنگید، به روی رینگ رود.

نغمه یعنی چه؟
نغمه یعنی چه؟
روز خوش یعنی چه؟
روز خوش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز