لغت نامه دهخدا
پنجه افشردن. [ پ َ ج َ / ج ِ اَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پنجه بردن و پنجه پیچیدن و پنجه تافتن و پنجه تابیدن، کنایه از غالب آمدن بر حریف باشد. ( آنندراج ).
پنجه افشردن. [ پ َ ج َ / ج ِ اَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پنجه بردن و پنجه پیچیدن و پنجه تافتن و پنجه تابیدن، کنایه از غالب آمدن بر حریف باشد. ( آنندراج ).
( مصدر ) غالب آمدن بر حریف پنجه پیچیدن پنجه تافتن پنجه تابیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درشتی که چون پنجه را گرم کرد به افشردن الماس را نرم کرد