لغت نامه دهخدا
پل سلطان. [ پ ُ ل ِ س ُ ] ( اِخ ) نام موضعی میان حلب و حماة. ( حبیب السیر چ طهران جزء 4 از ج 2 ص 199 ).
پل سلطان. [ پ ُ ل ِ س ُ ] ( اِخ ) نام موضعی میان حلب و حماة. ( حبیب السیر چ طهران جزء 4 از ج 2 ص 199 ).
نام موضعی میان حلب وحمات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شدند جمله گریزان ز لشکر سلطان بر آن صفت که گریزان سود زگرک غَنَم
💡 تو سرمستی و من مخمور طبیبی تو و من رنجور تو سلطان خراباتی و من رند گدای تو
💡 کدام حصن ز هند او حصار خواست گرفت که نه به دولت سلطان برو شدی زندان
💡 زنده یاد عباس سلطانی | وارد بوند / سروان پدر ساموئل جانستون کلیتون
💡 توانگری و بزرگی و کام دل بجهان نکرد حاصل کس جز بخدمت سلطان
💡 درویش فریدون شد همکیسهی قارون شد همکاسهی سلطان شد تا باد چنین بادا