پشت هم انداختن
مترادفها
روی هم گذاشتن، انباشتن، روی هم چیدن
متضادها
جدا کردن، پراکنده کردن
لغت نامه دهخدا
پشت هم انداختن. [ پ ُ ت ِ هََ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) پشت هم اندازی در اوراق قمار کردن، یعنی ورقها را بدانگونه پشت یکدیگر جای دادن که اوراق برنده نصیب دغل باز شود. دسیسه. تقلب کردن. شیادی کردن. || در دنبال یکدیگر قرار دادن چنانکه برگه ها و یادداشتهای کتاب لغتی را به ترتیبی خاص.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تقلب کردن شیادی کردن.
جمله سازی با پشت هم انداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از بارگاه عزت او، چرخ گوژ پشت هم حلقه در است و چو حلقه بدر بر است
💡 نخستين مرحله اينكه مجرم مى كوشد با پشت هم اندازى خود را تبرئه كند.
💡 وی شبانگاهان انبان نان بر پشت همی گرفت و به خانه ی تهیدستان مدینه همی رفت و بدیشان صدقه می داد و می گفت: صدقه ی پنهانی، خشم خداوند را خاموش همی سازد.
💡 بیشتر بازیکن های این تیم در تیم ملی فوتبال اردن بازی میکنند. تیم الفیصلی ۲ دوره پشت هم قهرمان جام ای اف سی در سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ شده.
💡 ولی دو مهره چو هم پشت هم یکدگر گردند دگر تپانچه دشمن بهیچ رو نخورند
💡 در هنگام چیدن کتابها در قفسه، او سعی کرد کتابهای با ضخامت مختلف را به گونهای پشت هم انداختن قرار دهد که فضای کمتری اشغال کنند.
💡 برای ساختن یک دیوار محکم در حیاط خانه، کارگران از آجرهای مخصوصی استفاده کردند که با قابلیت پشت هم انداختن، استحکام بسیار بالایی به بنا میبخشند.
💡 او در حین کار با قطعات پازل بسیار پیچیده، تلاش میکرد تا قطعات رنگی را با دقت و ظرافت پشت هم انداختن قرار دهد تا تصویر کامل شود.