پشت راست کردن

لغت نامه دهخدا

پشت راست کردن. [ پ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پس از نهادن باری سنگین که پشت خم کرده بود راست ایستادن. || از صعوبت و سختی رهائی یافتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱-راست ایستادن پس از نهادن باری سنگین. ۲- از سختی و صعوبت رهایی یافتن.

جمله سازی با پشت راست کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز اندیشه شد شاه را پشت راست فرستاده و درج را پیش خواست

💡 ز شمع چهره وی بزم غیر روشن شد چنانکه در غم وی پشت راستان بشکست

💡 بدو گفت رستم که اکنون کجاست که دارد زمانه بدو پشت راست

💡 زاهدان با روی همچون خار پشت راست چون در سرکه سوهان درشت

💡 بفّر دولت او پشت راست کرد چو تیر عنایتش چو نظر برخم کمان افکند

💡 همان کوه و دریای گوهر مراست به من دارد اکنون جهان پشت راست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران