لغت نامه دهخدا
پشت نهادن. [ پ ُن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پشت دادن. تساند. استناد.
پشت نهادن. [ پ ُن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پشت دادن. تساند. استناد.
( ~. نَ دَ ) (مص ل. ) پشت دادن، استناد.
( مصدر ) پشت دادن استناد.
پشت دادن، استناد.
💡 و حامی آن بود که شتر نر را نامزد کردندی که هر گه که از ضراب وی چندین شکم زاده آید، پشت او از بار بر نهادن و بر نشستن آزاد است. چون آن عدد تمام شدی و بیشتر آن ده شکم میبود گفتندی: قد حمی ظهره، پشت خویش حمی کرد، نه بر نشستندی، نه بار بر نهادندی، نه بکشتندی، نه خوردندی.