لغت نامه دهخدا
( پرورش آموز ) پرورش آموز. [ پ َرْ وَ رِ ] ( نف مرکب ) علم و حکمت آموز. اشارت به ذات حق تعالی. صاحب ادب و علم و حکمت. معلم. صاحب مجاهده و سلوک. پیر. مرشد. هادی. ( تتمه برهان ).
( پرورش آموز ) پرورش آموز. [ پ َرْ وَ رِ ] ( نف مرکب ) علم و حکمت آموز. اشارت به ذات حق تعالی. صاحب ادب و علم و حکمت. معلم. صاحب مجاهده و سلوک. پیر. مرشد. هادی. ( تتمه برهان ).
( پرورش آموز ) ( اسم )۱- علم و حکمت آموز معلم پیر مرشد هادی. ۲- صاحب علم و حکمت آموز معلم پیر مرشد هادی. ۲- صاحب علم و حکمت و ادب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناله ام پرورش آموز نهال اثر است ور به دارت بنمایم که سراپا ثمر است
💡 این ابر که شوید رخ گلهای بهاری از دامن ما پرورش آموز نمستی