لغت نامه دهخدا
پرخاصیتی. [ پ ُ ی َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرخاصیت.
پرخاصیتی. [ پ ُ ی َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرخاصیت.
حالت و چگونگی پر خاصیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الف- فایده و خاصیتی که به تدریج به دست آمده و از بین میرود مثل امکان بهرهبرداری از مسکن یا اتومبیل.
💡 تردی خاصیتی مستقل مانند چگالی یا دمایجوش نیست که بتوان مقدار آن را اندازه گرفت، در واقع توافقی برای نحوه اندازهگیری آن وجود ندارد.
💡 روانوردی خاصیتی است در آن دسته از سیالات که در شرایط عادی گرانرو هستند، ولی در طی زمان، با همزدن روانتر میشوند.
💡 نه ز آزار رقیبت آشنا ایمن نه بیگانه عجب خاصیتی دارد سگ دیوانه را ماند
💡 صیدگه عشق راست، خاصیتی کاندرو؛ صید که زیرکتر است، زودتر افتد به دام!
💡 زلال جویبار تیغ او خاصیتی دارد که هرکس میگذارد سر در او سیراب میگردد