لغت نامه دهخدا
( پرآبی ) پرآبی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) فراوانی آب.
( پرآبی ) پرآبی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) فراوانی آب.
( پر آبی ) فراوانی آب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قسمت ما از تو چون چشم پر آبی بیش نیست روی پوشیدن ز ما ای آفتاب از بهر چیست؟
💡 آسمان غربال پر آبی است اما قطرهای تا نخواهد صاحب غربال، زان ریزنده نیست
💡 دریاچه ایر، کم ارتفاعترین منطقه در استرالیاست و سطح آن از دریاهای آزاد پانزده متر پائین تر است. مساحت دریاچه در فصل پر آبی، ۹۵۰۰ کیلومتر مربع است و ارتفاع آب در آن بهطور متوسط حدود یک و نیم متر است.
💡 بر چهره خورشید فروغ تو گواه است این چشم پر آبی که در گوش تو دارد
💡 پیش خصمش که میرود به مغاک وز پر آبی چو بحر عمان است
💡 نیست زان طرف بناگوش، در گوش ترا از تماشای رخت چشم پر آبی که مراست