( پدید آوردن ) پدید آوردن. [ پ َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پدید آوریدن؛ ظاهر کردن. ظاهر ساختن. پیدا کردن. انشاء. تولید. ایجاد:
می آرد شرف مردمی پدید
و آزاده نژاد از درم خرید.رودکی.چنانکه چشمه پدید آورد گمانه ز سنگ
دل تو از کف تو کان زر پدید آرد.دقیقی.سرانجام کی خسرو آید پدید
پدید آورد بندها را کلید.فردوسی.ز چیزی که هرگز ندید و شنید
بدانش بیاورد آنرا پدید.فردوسی.یکی گفت و پرسید و دیگر شنید
نیاورد کس راه بازی پدید.فردوسی.درنگ آورد راستیها پدید.فردوسی.ز مرده تن زنده آری فراز
پدید آوری مرده از زنده باز.اسدی.ترا خدای ز بهر بقا پدید آورد
ترا ز خاک و هواو نبات و حیوان را.ناصرخسرو.آنست پادشه که پدید آورد
این اختران و این فلک اخضر.ناصرخسرو.ببارد ابر و جهد برق تا پدید آرد
ز خون دشمن بر خاک لاله ٔسیراب.مسعودسعد.نوح علیه السلام خفته بود و عورتش را باد ازجامه پدید آورد. ( مجمل التواریخ والقصص ). دست روزگار غدار... در آن آب... نقصانی پدید آورد. ( کلیله و دمنه ).
|| بدست آوردن: همه روزه آن مرد مارگیر مارها را برداشته در شهر همی گردانید و بسبب آنها روزی خود پدید می آورد. ( الف لیلة ولیله ).
|| پیدا کردن: تمنای من از احسان خلیفه آن است که دختر مرا پدید آورده برسولی سپارد و بسوی من بازفرستد. ( الف لیلة و لیله ).
|| ممتاز و مشخص کردن:
می آزاده پدید آرد از بد اصل
فراوان هنر است اندرین نبید.رودکی.
( پدید آوردن ) ( ~. وَ دَ ) (مص م. ) ۱ - ایجاد کردن، پیدا کردن. ۲ - ممتاز و مشخص کردن.
( پدید آوردن ) ( مصدر ) ۱- ایجاد کردن پیدا کردن ظاهر کردن انشائ تولید. ۲- ممتاز و مشخص کردن.
💡 جابجاییهای باگوآژانگ از تمام بدن به همراه دست، حرکات پویای پا و پرتابها استفاده میکند. جابجاییهای سریع آن از انرژی مرکز شکم استفاده میکند. قدم زدن دایرهای علاوه بر پدید آوردن نیروی مایل به مرکز، به هنرآموز در مانور سریع به دور حریف کمک میکند.
💡 در واقع میتوان با پدید آوردن تغییر در ساختار شبکه به روشهای گوناگون و همچنین برنامهریزی بهینه آفرینش، پخش بار (Power flow) را بگونهای تغییر داد که تلفاتی کمتر از مقدار پیشین داشته باشد، که به آن پخش بار بهینه (Optimum power flow) میگویند.
💡 هدف از «بازشناسی گفتار با قابلیت استفاده دوباره مقرون به صرفه موثر»، پدید آوردن فناوری فعالکننده هسته (فناوری مورد استفاده به عنوان مولفهای برای فناوریهای آینده) بود که برای طیف گستردهای از کاربردهای نظارتی در آینده، مناسب بود.
💡 سبک گوشهدار استادان اولیه تانگ، یو شینان، اویانگ ژون و چو سویلیانگ تا سده چهاردهم بکار میرفت تا اینکه در این سده، سبکهای منحنیدار ژائو منگفو رواج یافت. در این سالها بود که خوشنویسی کرهای به سمت رسمی شدن پیش رفت. کیم جونگ هی خوشنویسی کرهای را در اوایل سده نوزدهم با پدید آوردن سبک جوسا (از روی سبک چینی لیشو) دگرگون کرد.
💡 به دلیل علاقه شدید به نقاشی و ممارست در آن از شاگردان ممتاز و پرآوازه سلطان محمدتبریزی بوده است. با اساتید بنام آن دوره چون محمد بیگ وحسین قزوینی در کتابخانه شاهی(دربار) افتخار شاگردی سلطان محمد را داشتند.در آنجا به پدید آوردن مناظر و آثار زیبای نقاشی میپرداختند.